واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
789
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
و قبول نبوده است . خوارزمشاه پس از خلع نظام الملك در متصرفات خاصه خويش مقام و موقع ارباب ديوان را احياء نكرد ولى اجراى وظايف وزير مملكت را به گروهى مركب از شش تن وكيل دربار محول نمود و ايشان مىبايست فقط تصميماتى را كه به اتفاق آراء اتخاذ مىنمودند مجرى سازند . يكى از آنان در عين حال رياست ديوان رسائل را داشت « 1 » . اينكه محمد در حين اين اصلاح جسورانه - اصلاحى كه كاملا با سنن ادارى آن عهد تناقص داشته - چه انگيزهاى داشته . . . اظهارنظر در اين باره دشوار است . بهر تقدير تبديل ادارهء فردى به گروهى و آن هم به اين صورت ، نمىتوانست به مقصود و هدف خويش نايل آيد . به گفتهء نسوى مردم دريغ زمان نظام الملك را - به رغم همهء خودكامگيهاى آن وزير - مىخوردند « زيرا كه ارضاى خاطر يك تن آسانتر از ارضاى شش كس است » . بدين طريق سازمان سياسى شرقى اسلامى كه بدست عباسيان ايجاد شده و در زمان طاهريان و سامانيان تكامل يافته بود اكنون دچار پاشيدگى و فساد كامل گشته بوده . اهميت دستگاه ادارى بالكل سلب گرديده بوده . طبقهء لشكرى كه مادر سلطان در رأس آن قرار داشته آشكارا با صاحب قدرت عاليه يعنى خوارزمشاه دشمنى مىورزيده . به ظن قوى روحانيان قتل مجد الدين و فتواى اجبارى عليه خليفه را به خوارزمشاه نمىبخشيدند . مردم كه بدست محمد خوارزمشاه از زير يوغ كفار نجات يافته بودند عليه منجيان خويش قيام كردند و براى اطفاى نايرهء عاصيان سيل خون جارى شد . بدين قرار محمد به هيچ يك از عناصر دستگاه دولت و هيچ طبقهاى از اهالى نمىتوانست
--> ( 1 ) - نسوى « سيرت جلال الدين » ، متن ، 32 ؛ ترجمه ، 56 .